شعر در مورد فراموشی شعر در مورد فراموشی ، متن و شعر کوتاه درباره رها شدن و فراموشی دوست و گذشته همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد. شعر در مورد فراموشی من عادت کرده ام هر صبح قبل از باز شدن چشم هایم دوستت داشته باشم و برایم مهم نباشد که تو در کجای این شهر شلوغ به فراموش کردنم مشغول هستی..! ⇔ ⇔ ⇔⇔ ⇔ ⇔⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ شعر در مورد فراموشی عشق مانده ام چگونه تو را فراموش کنم اگر تو را فراموش کنم باید سالهایی را نیز که با تو بوده ام فراموش کنم دریا را فراموش کنم و کافه های غروب را باران را اسب ها و جاده ها را باید دنیا را زندگی را و خودم را نیز فراموش کنم “تو” با همه چیز من آمیخته ای بیشتر بخوانید : شعر در مورد ساری ، شعر زیبا و کوتاه و حماسی مازندرانی درباره ساری شعر در مورد فراموشی دوست خاطرات تو و دنیای مرا سوزاندند تا فراموش شود یاد تو، هرچند نشد من دهان باز نکردم که نرنجی از من مثل زخم...
Comments
Post a Comment